لسان الملك سپهر

1715

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

را بر پيغمبر خود مسلط نكند اين زحمت از همزات « 1 » شيطان است و شيطان را بر من دست نيست ، لكن اين مرض اثر آن گوشت زهرآلود است كه با پسر تو در خيبر بخورديم ، هر چند گاه زحمت آن بر من تازه شود و اين هنگام وقت شدن از اين جهان است ، و اين از بهر آن بود كه پيغمبر نيز از شهادت بىبهره نباشد . تعويذ پيغمبر براى مرضى از عايشه خبر كرده‌اند كه : پيغمبر مرضى را به اين كلمات تعويذ مىفرمود : أذهب البأس ربّ النّاس اشف أنت الشّافى لا شفاء الّا شفاؤك اشف شفاؤك شفاء لا يغادر سقما . و به روايتى چون مريض شدى هم نفس خود را بدين كلمات تعويذ بستى ، و دست مبارك بر بدن خود بماليدى ، اما چون مرض موت پيش آمد و گرانى در زبان مبارك و اندام افتاد ، عايشه اين دعا بخواند ، و دست پيغمبر را بگرفت كه بر بدن مباركش بمالد ، آن حضرت دست خود را بكشيد و فرمود : ربّ اغفر لي و الحقنى بالرّفيق الاعلى . و به روايتى فرمود : الّلهمّ بأعلى جنّة الخلد . و هم گفته‌اند كه فرمود : اين تعويذ از اين پيش از بهر من سود داشت و امروز هيچ سود نمىدهد . باز عايشه گويد : از رسول خداى شنيده بودم كه هيچ پيغمبر از دنيا بيرون نشود جز اينكه او را مخيّر كنند در ميان دنيا و آخرت ، در مرض موت نگريستم كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را سرفه گرفت و گفت : مع الّذين أنعمت عليهم من النّبيّين و الصّدّيقين و الشّهداء و الصّالحين و حسن أولئك رفيقا . آنگاه فرمود : مع الرّفيق الاعلى الاسعد مع جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل عليهم السّلام . عايشه گويد : دانستم كه او را مختار ساخته‌اند و پيغمبر آن جهان را اختيار كرد . و پيغمبر در هر مرض طلب شفا مىكرد از خداوند جز در مرض موت كه طلب شفا نفرمودى و گفتى : اى نفس چه بوده است تو را كه بهر ملجأ و ملاذى پناه‌جوئى ؟ حديث كنند كه جبرئيل فرود شد و گفت : خداوند تو را سلام مىرساند كه اگر

--> ( 1 ) . همزات : جمع همز ، و به معنى : وسوسه باشد .